تاشقایق هست زندگی بایدکرد!!
خوشبختی یعنی:: خداوند آنقدر عزیزت کند که وجودت آرامش بخش دیگران باشد...!
آیا
تا به حال به خواستگاری رفته اید؟ اگر رفته باشید مطمئنا با آداب و رسوم
آن هم آشنا هستید اما جهت اطلاع دامادهای ناشی عرض می کنیم که خرید یک جعبه
شیرینی (ترجیحا خامه ای) و یک دسته گل (چنانچه در سبد باشد با کلاس تر
محسوب می شود) الزامی است. اما جناب آقای داماد، در حین ورود به خانه عروس
خانم لازم است شرایطی را در نظر قرار دهید که بعدها مایه سرکوفت خوردنتان
نشود. چنانچه کار به
گفت وگوی دو نفره رسید اعتماد به نفس خود را حفظ کرده و از تپق زدن پرهیز
کنید و در صورت امکان از شرایط آب و هوا و سیاست صحبت نکنید چرا که این
مسائل شما را از هدف اصلی بحث دور خواهند کرد. اگر به سلامت زیستی
اهمیت می دهید و دوست ندارید به این زودیها گوهر ارزشمند سلامتی را از دست
بدهید، فقط کافیست به آخرین دستاوردهای متخصصین مرکز ملی هدایت (ارتقاء)
سلامت و رفتار شناسی توکیو توجه کنید! با افزایش روند استفاده از لپ تاپ به جای رایانه، باید به خطراتی که این فناوری برای سلامتی ایجاد می کند نیز توجه داشت. محققان می گویند نشستن طولانی مدت جلوی لپ تاپ می تواند باعث درد در ناحیه پشت، بازوها و گردن شود. “کوین کارنیرو” از دانشکده پزشکی چپل هیل دانشگاه کارولینای شمالی می
گوید: با توجه به شیوه طراحی رایانه ها، استفاده از لپ تاپ اغلب موجب می
شود کاربر به شیوه نامناسبی جلوی آن بنشیند. تایپ کردن موجب آسیب دیدگی عصبی که از مچ عبور می کند می شود. این بیماری سندرم تونل مچ دست نام دارد. این پژوهشگران می گویند: فرد زمانی که جلوی رایانه می نشیند باید آرنج ،
لگن و زانو او زاویه ۹۰ درجه داشته باشد. چشم نیز باید بطور مستقیم به یک
سوم بالای صفحه نمایش دوخته شود. اما از آنجا که صفحه کلید و نمایشگر در لپ تاپ ترکیب شده و فاصله بسیار
اندکی با هم دارند، نمی توان آنها را بطور مستقل از هم برای تایپ کردن و
نگاه کردن قرار داد. این به آن معناست که باید چاره ای برای این مشکل اندیشید. یک راه حل استفاده از نوعی اتصال است بطوری که لپ تاپ را به نمایشگر و
صفحه کلید دیگری متصل کرده و یا از پایه ای بهره مند شد که صفحه نمایشگر را
بالا نگه دارد. همچنین می توان از وایر فایر و یا کابل USB برای اتصال لپ تاپ به
نمایشگر و یا صفحه کلید دیگری که قابلیت تنظیم در ارتفاع مناسب را دارد
استفاده کرد. لپ تاپ خود را به گونه ای قرار دهید که مجبور نباشید گردن خود را برای دیدن صفحه نمایش خم کنید. موش واره را نیز را به گونه ای تنظیم کنید که مچ دست در حالت افقی قرار گیرد. هر ۲۰ دقیقه یک بار از جلوی لپ تاپ بلند شوید و اندکی ورزش کنید. مقدار زیادی آب بنوشید این کار به حفظ سلامت دیسک های کمر شما کمک می کند. آنچه که اهمیت دارد جدی گرفتن نشانه هاست. درد در گردن و شانه، درد در
قسمت بالای سر ، درد مچ و یا گزگز انگشتان به ویژه در انگشت شست هشدار
دهنده است. مردانی
که مجبورند با کچل شدن تدریجی خودشان کنار بیایند، خیلی نگران این هستند
که در نظر جنس مخالفشان چه اتفاقی برای ظاهر آنها میافتد. نمیتوان نظر
همه زنان را یکسان تلقی کرد اما شاید اگر نظر اکثریت خانمها را بدانید کمی
تعجب کنید. قبل
از هر چیز باید بگوییم که همانطور که مرادان ظاهربین در دنیا وجود دارند،
زنان ظاهربین هم هستند. مطمئناً اصلاً دوست ندارید با چنین زنهایی باشید
پس چه اهمیتی دارد که چه فکری میکنند؟ اگر
واقعگرایانه به این مسئله نگاه کنیم، اکثریت زنان درست مثل مردان
اولویتهای خاصی برای خود دارند. ممکن است لزوماً وسواسی یا سختگیر نباشند
اما از نظر ظاهری به دستهای از مردان تمایل بیشتی دارند—مثلاً مردان
قدبلند با پوست و مو تیره، مردان پِرمو با ظاهر ورزشکاری، مردان متفکر و
باهوش و دستههای مختلف دیگر. هیچ اشکالی ندارد. مردها هم همینطور هستند.
بعضی از مردها زنهای قدبلند دوست دارند بعضی قدکوتاه. بعضی از مردها عاشق
زنهای آرام هستند و بعضی زنها پر شر و
شور را ترجیح میدهند. متوجه منظورمان میشوید؟ فرای همه اینها، اجازه
بدهید درمورد نظر خانمها درمورد مردهای بی مو و کم مو توضیح دهیم. زنها
مردهای بی مو را دوست دارند. اما میخواهید بدانید که با نگاه کردن به
مردهای بی مو چه فکری میکنند؟ برای آنها مهم اعتماد به نفس شماست. نگاه
میکنند ببینند آیا هیکل خوبی دارید یا نه، به مدل لباسپوشیدنتان نگاه
میکنند و بوی تنتان. همه اینها برای آنها مهم است. مردهای بی مویی که بقیه این ویژگیهایشان مطابق میل خانم مورد نظرشان باشد، هیچ جای نگرانی ندارند. صادقانه
بگوییم، هیکل مردها قدرت زیادی برای جلب نظر خانمها دارد، حتی بیشتر از
موهای روی سرشان. مردهای بی مو بسیار جذاب زیادی وجود دارند که زنها
عاشقشان هستند. بااینکه جذابیت ظاهری برای تاثیر اولیه روی آدمها نقش مهمی
دارد اما مهمترین چیز و جذابتری چیز برای یک مرد داشتن اعتمادبهنفس،
ظاهری خوب و مرتب و رفتار مناسب است. اینها جذابترین ویژگیهای روی زمین
هستند. مردی که بداند چه ویژگیهای خوبی دارد و از آنها استفاده کند، همین. اما
کچل بودن همیشه هم جذاب نیست. مردهای کچل زیادی را میبینید که موهای یک
طرف را به سمت دیگر سرشان شانه میزنند که واقعاً مسخره به نظر میرسد. به
همین خاطر است که کمی رسیدگی میتواند حتی بدون داشتن مو تغییر شگرفی در
جذابیت شما ایجاد کند. مردان کچل میتوانند موهای باقیمانده خود را خیلی
کوتاه بتراشند یا از سبکها و مدلهای جذاب و جدید دیگر استفاده کنند که
همه آنها به بهبود ظاهرشان کمک میکند. میتوانید از آرایشگرتان بخواهید در
این زمینه کمکتان کند. زنان
زیادی هستند که اهمیتی به موهای طرفشان نمیدهند. پس سعی کنید وقت بیشتری
را صرف ورزش کردن، رسیدگی به وضعیت لباسپوشیدنتان کنید و از آرایشگرتان هم
مشاوره بگیرید و موهای باقیمانده سرتان را به بهترین نحو کوتاه کنید تا به
نظر خانمها با وجود کچل بودن جذاب برسید. حال و روز خوشی ندارم ، این روزها حس خوبی ندارم قلبم از احساسم شاکیست ، جان خودت بی خیال ،حوصله حرفهایت را ندارم حرفی نزن که بدجور دلم از تو گرفته ، دیگر بس است هر چه تا به حال اشک از چشمانم ریخته شاید تو لایق اشکهایم نیستی ، چشمانم از اشکهایم شاکیست ، تو برایم مثل قبل نیستی آن عطر مهر و محبتهایت که فضای قلبم عاشقانه میکرد را دیگر حس نمیکنم ، وقتی دستهایم را میگیری آن گرمای همیشگی را احساس نمیکنم نگو احساست به من همچو گذشته است که باور نمیکنم، نگو دوستم داری که درک نمیکنم حال و روز خوشی ندارم ، سر به سر دلم نگذار که طاقت بی محبتی هایت را ندارم قلبم از احساست دلخور است ، دلم گرفته و ابراز محبتهای آن قلب به ظاهر عاشقت بیهوده است بهانه هایت تکراریست ، دیگر قلب شکسته ام ساده و دیوانه نیست ، گرچه هنوز هم خیلی دوستت دارم اما دیگر جای تو در کنارم خالی نیست جای تو را غم آمده و پر کرده ، احساسم به عشقت شک کرده ، بودنت مرا آزار میدهد ، حرفهایت اشکم را در می آورد ، نیا به بستر عشق ،نیا که بیمارم ، طبیبی نیست و من به درد نبودنت دچارم اینکه هستی اما تنها مال من نیستی ، اینکه در کنارمی اما به عشق نفسهایم با من همنفس نیستی ، اینکه اینجایی و دلت با من نیست ! به درد نبودنت دچارم .... اگر باشی عذاب میکشم ، اگر نباشی تمام دردهای این دنیا را میکشم ، وای که هم بودنت ، هم نبودنت مرا عذاب میدهد ، فکری به حالم کن که عشقت دارد کار دستم میدهد حال و روز خوشی ندارم ، جان خودت بی خیال که دیگر حوصله بهانه هایت را ندارم... جالب بود، نه!!؟؟


ادامه مطلب
آنها می گویند :
1. هرگز سیگار نکشید و اگر میکشید، نیمه آخر آن را به هیچ وجه نکشید.
2. در حمام هیچگاه مستقیما زیر دوش آب گرم نفس نکشید. کلر یک قاتل تدریجی است.
3. هنگام شارژ موبایل ابتدا شارژر را به گوشی وصل کنید و سپس آن را به برق وصل کنید. بهتر است موبایل خاموش باشد.
4. چای بیشتر از یک روز مانده را اصلا ننوشید.
ادامه مطلب
“Triangle of Life”
!!!
NEVER

آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویتها شده است!
در
آن وقت، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت
دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود.
خاطرم نیست که آن شب چه جوابی به پدرم دادم، اما کاملاً یادم هست که او را
تماشا میکردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویتهای سوخته می مالید و لقمه
لقمه آنها را می خورد.
یادم هست آن شب وقتی از سر میز غذا بلند شدم،شنیدم مادرم بابت سوختگی بیسکویت ها از پدرم عذرخواهی می کرد
و هرگز جواب پدرم را فراموش نخواهم کرد که گفت: اوه عزیزم، من
عاشق بیسکویتهای خیلی برشته هستم.
همان شب، کمی بعد که رفتم بابام را برای شب بخیر ببوسم، از او پرسیدم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویتهاش سوخته باشد؟
او مرا در آغوش کشید وگفت:مامان تو امروز روز سختی را در
سرکار گذرانده و خیلی خسته است. بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز کسی را نمی کشد!
زندگی مملو از چیزهای ناقص... و انسان هایی است که پر از کم و کاستی هستند .
اما در طول این سالها فهمیده ام که یکی از مهمترین راه حل ها برای ایجاد روابط سالم، مداوم و پایدار:
درک
و پذیرش عیب های همدیگر و شاد بودن از داشتن تفاوت با دیگران است و امروز
دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد، و ناخوشایند
زندگی خود را بپذیری و با انسان ها رابطه ای داشته باشی که در آن، بیسکویت
سوخته موجب قهر و دلخوری نخواهد شد.
این موضوع را می توان به
هر رابطه ای تعمیم داد. در واقع، تفاهم، اساس هر روابطی است،هر رابطه ای با
همسر یا والدین، فرزند یا برادر،خواهر یا دوستی!
کلید دستیابی به شادی خود را در جیب کسی دیگر نگذارید آن را پیش خودتان نگهدارید.
بنابراین، لطفاً یک بیسکویت به من بدهید، و آری، حتی از نوع سوخته که حتماً خیلی خوب خواهد بود.!.!.!.! 



دخترك خودش رو جمع
و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان
گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم
دخترك خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره
نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه... می خوام در مورد
بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!
دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به
زحمت قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه
بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون
نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه...
اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای
داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...
معلم
صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و كاسه اشك چشمش روی گونه
خالی شد . . .

















تبلیغات













